تبليغاتX
... صدای کیفیت ...

چند سال پیش، شرکت آی بی ام تصمیم گرفت که تولید یکی از قطعات کامپیوترهایش را به ژاپنی ها بسپارد.

در مشخصات تولید محصول نوشته شده بود : سه قطعه معیوب در هر ۱۰۰۰۰ قطعه ای که تولید می شود ، قابل قبول است.

هنگامیکه قطعات تولید شدند و برای آی بی ام فرستاده شدند ، نامه ای همراه آنها بود با این مضمون :

مفتخریم که کلّ سفارش شما را سر وقت آماده کرده و تحویل می دهیم.

ضمناً برای آن سه قطعه معیوبی هم که خواسته بودید ، خط تولید جداگانه ای درست کردیم و آنها را فراهم ساختیم. امیدواریم این کار رضایت شما را فراهم سازد!.
+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 و ساعت 11:49 |

طرف نشسته بود پشت بنز آخرين سيستمش و داشت با صد و هشتاد تا سرعت تو اتوبان مي رفت.

يهو ميبينه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خيلی شاكی ميشه ، پاشو مي گذاره رو گاز و با سرعت دويست تا از بغل موتوره رد ميشه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم ميرفت ، که يهو ميبينه موتور گازيه غيييييژ ازش جلو زد!

ديگه پاک قاطی می کنه و با دويست و چهل تا سرعت از موتوره جلو ميزنه.

همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته که يهو ميبينه ، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!

طرف كم مياره و ميزنه كنار ، به موتوريه هم علامت ميده که به ایسته.

يارو پياده ميشه و به موتوريه ميگه : آقا! من مخلصتم، فقط بگو چطوری با اين موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!

موتوريه با رنگی پريده و نفس زنان ميگه :

والله ... داداش... خدا پدرت رو بيامرزه وایستادی!...کش شلوارم گیر کرده بود به آیینه بغلت!

نتیجه اخلاقی

اگر می بینید که بعضی ها در کمال بی استعدادی! پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند :

ببینید کش شلوارشان! به کجا گیر کرده...! 


+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در دوشنبه 11 اردیبهشت1391 و ساعت 14:25 |

(( سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی ))

امیدوارم که این کلمات وزین و زیبا که بیانگر نام سال 1391 است ، در عمل نیز توسط عوامل اجرایی ، ارگان ها و سازمان های مرتبط ، به طور کامل و به جد پیگیری و اجرا شود.

البته متاسفانه تا به امروز که دقیقاً 28 روز از سال 1391 گذشته ، تولید کارخانه ما به دلیل نابسامانی شدید در قیمت مواد اولیه ، بطور کامل قطع است!!.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در دوشنبه 28 فروردین1391 و ساعت 10:8 |


بعد از پایان ناخوشایند قصه تولید در سال 1390 ، منتظر شروع ناخوشایندتر این قصه در سال 1391 بودم. و گویا این قصه سری دراز دارد و ماجرای مشکلات تولید حالا حالاها ادامه دارد.

امروز بیستم فروردین ماه است و با هر فرمولی که حساب کنیم ، حداقل شش روز کاری از سال را پشت سر گذاشته ایم. ولی هنوز خط تولیدمان تعطیل است و محصولی تولید نکرده ایم.

نه بخاطر اینکه تعطیلات خیلی خوش گذشته و هنوز پرسنل از سفر برنگشته اند. و نه بخاطر اینکه سفارش خرید نداریم که تولید کنیم. و نه بخاطر اینکه ...........

بلکه بخاطر اینکه ، قیمت مواد اولیه مورد مصرف مان به شدت افزایش پیدا کرده و در مواردی نایاب شده! و ضمناً شرایط مدت اسناد مالیشان نیز به شدت کاهش یافته.

جالب اینجاست که ، با وجود افزایش حداقل 20 درصدی قیمت مواد اولیه و هزینه های دیگر تولید ، سازمان محترم بازرگانی ، تنها اجازه افزایش 10 درصدی قیمت را به ما داده!!!

این در حالی است که گویا سازمان های محترم نظارتی کوچکترین نظارتی بر قیمت اقلام حیاتی و خوراکی مردم از قبیل قیمت مرغ ، گوشت ، میوه ، برنج و .... ندارند و تمام همت و تلاش خود را معطوف به کنترل قیمت لوازم خانگی کرده اند.

در حالی که به نظر بنده حقیر ، کنترل قیمت در صنایع لوازم خانگی چندان لازم نیست. چرا که به دلایل متعددی خود تولید کنندگان لوازم لوکس خانگی در افزایش و تعیین قیمت محصولاتشان دست به عصا هستند و نیازی به این کنترل های بدون کارشناسی نیست. 

امیدوارم که ادامه این سیاست های به نظر سیاسی و تبلیغاتی ، موجب از بین رفتن و فروپاشی گروهی دیگر از تولید کنندگان ملی نشود و یکی به داد تولید کنندگان برسد.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در یکشنبه 20 فروردین1391 و ساعت 16:49 |

خدایا فرصت خدمت به والدین را ، از هیچ بنده ای دریغ نفرما.

خوش به سعادت این مرد. واقعاً که انسانیت و شرف منحصر به هیچ دین و آئینی نیست.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در سه شنبه 23 اسفند1390 و ساعت 10:52 |

فیلم جدایی نادر از سیمین ، ساخته کارگردان ارزشمند و مردمی کشورمان ، جناب آقای اصغر فرهادی ، نمونه مشهودی از یک فیلم با کیفیت است.

فیلمی فاقد هرگونه گریم های متحیر العقول ، فاقد طراحی صحنه ها و دکورهای شگفت انگیز و فاقد هرگونه جلوه های ویژه سمعی و بصری. فیلمی دارای نهایتاً چهار چهره شناخته شده و نسبتاً مطرح سینما. فیلمی با هزینه های تولید کاملاً منطقی و قابل قبول.

فیلم جدایی نادر از سیمین ، فیلمی واقعاً با کیفیت .

فیلمی با مضمون و متنی کاملاً آشنا ، برای تمام مردم دنیا!

فیلمی که تصویرگر یکی از دردها و مشکلات زندگی در بخشی از مردم ، در هر جامعه و با هر فرهنگی است. 

فیلمی که مضمون و مخاطب آن مرز و بوم ندارد و تمامی جوامع و ملیت ها را نشان گرفته است.

آقای فرهادی عزیز در ادامه راهت مصمم و استوار باش ، که افتخار ایران و ایرانی به امثال توست.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در سه شنبه 9 اسفند1390 و ساعت 17:51 |

پادشاهی که به سختی بیمار و ناراحت بود گفت : "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه و شاد نماید".

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید و پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید ، شاه معالجه می شود".

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا از زندگی راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی مشکل و غصه ای داشت که از آن گله و شکایت می کرد.

آخرهای شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد با خود چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم با خیالی آسوده ، دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که سربازانش به درون خانه بروند و پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد پول بدهند.

سرباز‌ها برای در آوردن پیراهن مرد خوشبخت ، به درون کلبه رفتند. اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهنی بر تن نداشت!
+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در سه شنبه 2 اسفند1390 و ساعت 11:30 |

به نقل از سایت خبری عصر ایران در روز جمعه مورخ 1390/11/28 :

به گزارش مهر، مهدی میرعبداللهیان در دومین جشنواره تجلیل از مدیران برتر و اشتغالزا گفت: در حال حاضر 90 بنگاه صنعتی به لحاظ حجم فعالیت در رتبه‌های برگزیده کشوری جای دارند، این درحالی است که متاسفانه در حال حاضر صرفا 38 درصد از کارخانجات داخلی فعال هستند.

دبیر انجمن صاحبان صنایع استان تهران افزود: 21 درصد کارخانجات نیمه فعال و 16 درصد رو به تعطیلی هستند و 25 درصد نیز عملا تعطیل شده‌اند.

وی تصریح کرد: هم اکنون برای راه‌اندازی هر شغل نیازمند 100 میلیون تومان سرمایه‌گذاری هستیم در حالی که به نظر می‌رسد حفظ اشتغال موجود باید در اولویت قرار گیرد.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 29 بهمن1390 و ساعت 9:21 |

وزیر اقتصاد کشورمان طی مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا فرموده اند :

اگر دلار آزاد 10 هزار تومان هم بشود ، تاثیری بر اقتصاد کشور ندارد.

من که هر چی فکر کردم قانع نشدم. آخه اقتصاد کشورمون با افزایش ششتصد ، هفتصد تومانی قیمت دلار ، دچار حالت تهوع شده. چه برسد به فرمایش آقای وزیر!!! که فکر کنم اقتصادمان دچار مرگ مغزی شود.
+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 15 بهمن1390 و ساعت 14:35 |

بی درایتی ها ، بی برنامه گی ها و عدم کفایت مدیران و مسئولان مالی و اقتصادی کشور ، به حدی رسیده که کنترل قیمت ارز و طلا به طور کامل از دست مسئولان مربوطه خارج شده و هر روز یک کدامشان سوژه دست دلالان و اسباب دل نگرانی تولید کنندگان می شوند.

افزایش بی رویه قیمت ارز در طول ایام دیماه به قدری بود که قیمت تمامی مواد اولیه دچار تغییر شد و حجم بالایی از مواد اولیه و محصولات وارداتی نیز کلاً در بازار نا پیدا شد.

افزایش قیمت حجم عمده ای از مواد اولیه و عدم توزیع حجم دیگری از مواد اولیه مورد مصرف در صنایع تولیدی ، آن هم در ماه ها و روزهای پایانی سال ، که بهترین ماه ها و ایام تولید است. ضربه نهایی و تمام کننده ای برای تعداد زیادی از تولید کنندگان کشورمان خواهد بود.

تولید کنندگانی که مدت هاست تشنه کوچکترین حمایتی هستند ، در این بازار گرم ارز و طلا هلاک خواهند شد.

یعنی واقعاً در بین مدیران و مسئولان کشورم ، فریاد رسی برای صنعت ایران وجود ندارد؟

امروز دلار 1730 تومان است و سکه طرح جدید 775 هزار تومان!!!

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در سه شنبه 27 دی1390 و ساعت 17:9 |

نقل از سایت بازتاب امروز 1390/10/17:

به گزارش جام جم ، کیفیت پایین خودروهای ساخت داخل و پیدا شدن چندین مورد اشکال و ایراد در سیستم‌های مختلف خودروهای صفر کیلومتر خریداری شده، به حدی است که فریاد مصرف‌کنندگان را در آورده به طوری که در تمام محافل عمومی و خصوصی در این خصوص اظهارنظر می‌‌کنند.


خبرنگار جام جم در یکی از همین محافل با مردی روبرو شده که پس از خریداری خودروی سمند صفر کیلومتر از ایران خودرو ، متوجه شده این خودرو «دنده عقب» ندارد.

این خریدار بد شانس پس از تحویل گرفتن خودروی سمند از ایران خودرو، آن را به پارکینگ منزلش منتقل کرده بود، اما هنگامی که قصد خروج از پارکینگ را داشت هر چه تلاش کرد نتوانست خودرو را در حالت دنده عقب قرار دهد از این رو پس از بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های فراوان، به ناچار با مرکز امداد خودرو تماس گرفت و ماموران این مرکز پس از حضور در پارکینگ منزل خریدار و بررسی خودرو، به او اعلام کرده‌اند که در این خودرو سیستم دنده عقب تعبیه نشده است.

بر اساس این گزارش، ماموران امداد خودرو نیز که از دیدن این اتفاق عجیب و غریب بسیار متعجب شده بودند، خودروی مذکور را به کارخانه بازگرداندند و از مالک خودرو خواستند تا یک ماه برای تعمیر این خودرو صبر کند.

پیگیری های خبرنگار حاکی ‌است که پس از یک ماه ، خودروی مذکور به سیستم دنده عقب مجهز شد !!! و به مالکش تحویل داده شد.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 17 دی1390 و ساعت 12:9 |


اینجانب قریب به دوازده سال اخیر از زندگی کاری خود را در صنعت تولید لوازم خانگی و خصوصاً در منصب کنترل کیفیت گذرانده ام. در طول این مدت ، با مدیران واقعاً مجرب و لایقی در موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران آشنا شده ام که اشراف کاملی بر موضوع استاندارد محصولات دارند.

به نظر بنده حقیر ، که یکی از کارشناسان کنترل کیفیت وابسته به اداره استاندارد استان تهران هستم. تقویت و گسترش فرهنگ استاندارد یکی از مهمترین و مفیدترین راههای افزایش توان تولید داخلی است.

مدیریت مجموعه اداره استاندارد ، باید در حد یک وزیر صنایع مجرب و کارآزموده باشد و شاید در دید تخصصی موضوع استاندارد ، حتی قوی تر از یک وزیر باشد. تا بتواند حرف مجموعه خود را به کرسی بنشاند.

هفته پیش شورای محترم عالی استاندارد ، طی حکمی آقای مهدی خورشیدی آزاد ( یگانه داماد آقای محمود احمدی نژاد و دانشجوی رشته پزشکی ) را به ریاست سازمان استاندارد ایران برگزیدند.!!

واقعاً در عجبم!! بنده در طول این دوازده سال ارتباط نه چندان نزدیک با سازمان استاندارد ، ده ها نفر مدیر با سابقه و کاملاً استانداردی را در دل این مجموعه سراغ دارم که واقعاً شایستگی انتصاب به ریاست سازمان را داشتند. یعنی در شورای عالی استاندارد هیچکس آنها را نمی شناخته ؟ یا اینکه آقای خورشیدی تخصص یا سابقه ای در زمینه استاندارد دارند که کسی از آن خبر ندارد؟

با شنیدن این خبر ، برای چند صدمین بار !! در طول زندگی ام ، به این اصل رسیدم که ، چه بسیارند افراد متخصص و کارشناسان زبده در این مملکت ، که تا پایان عمر در جایگاه واقعی خود قرار نمی گیرند و چه بسیارند افراد بی تجربه و فاقد تخصص مربوطه که طی رابطه ، ره صد ساله را یک شبه می پیمایند.

شاید بتوان به این  انتصاب بی کیفیت مثل یک محصول بی کیفیت نگاه کرد و به آن اخطار داد.!!

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در دوشنبه 12 دی1390 و ساعت 13:14 |

به نقل از کتاب نادیده! تجارب التجار :

یکسال میرزا حاجب ، تخم هندوانه بر زمین‌هایش ریخته بود.

وقت محصول همه انگشت به دهان بودند از درشتی هندوانه‌ها و سبزی جلدشان و سرخی گلگونِ درون‌شان. مردم می‌گفتند که بیشتر از دانه‌های گندم و جو ، هندوانه حاصل آمده است.انگار از هر تخمی هفتاد هندوانه زاده شده بود.

آن سال میان میرزا حاجب و داروغه اختلافی بود. داروغه که خبر را شنید ، به سرعت نزد حکیم دربار رفت و با رشوه به حکیم وی را مجاب کرد که برای حاکم از مضرات هندوانه بگوید.

مکر داروغه کارساز آمد و حاکم جارچیان خود را دستور داد تا حکم قدغن بودن خوردن هندوانه و نوشیدن آب آنرا  در سرتاسر ولایت اعلان کنند.

ولی میرزا که فردی زیرک بود، هندوانه ها را در انبار بزرگی و در زیر کاه نهاد. وقتی که سرما بر همه‌ جا چیره گشت و روزهای خزان فرا رسید ، وی نزد حکیم دربار رفت و دو برابر رشوه‌ی داروغه به او سکه زر داد.

جارچیان حاکم فردایش جار می زدند که :

خوردن و نوشیدن هندوانه جایز است و خوردن آن در شب چله، ضامن سلامت.!!

لذا هندوانه‌های رنجور میرزا به قیمتی گزاف‌تر فروش رفتند. تجارب التجار، ازرندی، ج 2

شب یلدای همه ایرانیان عزیز میمون و مبارک

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در سه شنبه 29 آذر1390 و ساعت 9:18 |

قابل توجه تمامی عزیزانی که خیلی وعده و وعید می دهند :

پائیز داره تموم میشه و وقت شمارش جوجه هاست!!

امیداورم که حساب و کتاب هاتون درست از آب در اومده باشه.


+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 19 آذر1390 و ساعت 18:2 |

یک ايراني داخل بانکی در منهتن نيويورک شد و يک شماره از دستگاه گرفت.

وقتي شماره او از بلندگو اعلام شد بلند شد و پيش کارشناس بانک رفت و گفت که براي مدت دو هفته قصد سفر تجاري به اروپا را دارد و به همين دليل نياز به يک وام فوري به مبلغ 5000 دلار دارد.

کارشناس نگاهي به تيپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که براي اعطاي وام نياز به قدري وثيقه و گارانتي داره..

و مرد هم سريع دستش را کرد توي جيبش و کليد ماشين فراري جديدش را که دقيقا جلوي در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئيس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو ، بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط براي دو هفته.

کارمند بانک هم سريع کليد ماشين گرانقيمت را گرفت و ماشين را به پارکينگ بانک در طبقه پائين انتقال داد.

خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت و 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.

کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئيس بانک گفت: "از اينکه بانک ما رو انتخاب کرديد متشکريم"

 و گفت ما چک کرديم و معلوم شد که شما يک مولتي ميليونر هستيد ، ولي فقط من يک سوال برام باقي مانده که با اين همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادين که 5000 دلار از ما وام گرفتيد؟

ايروني میلیونر يه نگاهي به کارشناس بهت زده کرد و گفت:

تو فقط به من بگو کجاي نيويورک ميتونم ماشين 250.000 دلاري رو براي 2 هفته با اطمينان خاطر و فقط با 15.86 دلار پارک کنم!!!!!!؟
+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در چهارشنبه 25 آبان1390 و ساعت 15:53 |

یک کاریکاتور پر معنی و واقعاً تأمل برانگیز از سایت گل آقا

برداشت شما از این کاریکاتور چیست؟

لطفاً نظر بدهید.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 7 آبان1390 و ساعت 10:3 |

درست هنگاميکه همه در يک بدهکاري به سر مي برند و هر کدام بر منباي اعتبارشان زندگي را گذران مي کنند.

ناگهان ، يک مرد بسيار ثروتمند وارد شهر مي شود.

او وارد تنها هتلي که در اين ساحل است مي شود ، اسکناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل ميگذارد و براي بازديد اتاق های هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود.

صاحب هتل اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد.
قصاب ، اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک مي رود و بدهي خود را به مزرعه دار مي پردازد.
مزرعه دار ، اسکناس 100 يوروئي را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تامين کننده خوراک دام ميدهد.
تامين کننده خوراک دام نیز ، براي پرداخت بدهي خود اسکناس 100 يوروئي را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود میدهد.
داروغه نیز ، اسکناس را با شتاب به هتل مي آورد ، زيرا او به صاحب هتل بدهکار بود. چون هنگاميکه دوست خودش را يکشب به هتل آورد ، اتاق را به اعتبار کرايه کرده بود تا بعداً پولش را بپردازد.

حالا هتل دار اسکناس را روي پيشخوان گذاشته است.
در اين هنگام توريست ثروتمند پس از بازديد اتاق هاي هتل برميگردد و اسکناس 100 يوروئي خود را برميدارد و مي گويد از اتاق ها خوشش نيامد و شهر را ترک مي کند.

در اين پروسه هيچکس صاحب پول نشده است.
ولي به هر حال همه شهروندان در اين هنگام هیچ بدهي به هم ندارند. همه بدهي هايشان را پرداخته اند و با
يک انتظار خوشبينانه اي به آينده نگاه مي کنند.

می گویند دولت انگلستان از آغاز تاکنون ، و در طول دوره موجوديتش ، به اين نحو معامله مي کند!

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در دوشنبه 2 آبان1390 و ساعت 12:49 |

کالین ویلسون که امروز نویسنده ی مشهوری است ، وسوسه خودکشی را که در شانزده سالگی به او دست داده بود ، چنین توصیف میکند :

وارد آزمایشگاه شیمی مدرسه شدم و شیشه ی زهر را برداشتم....

زهر را در لیوان پیش رویم خالی کردم ، غرق تماشایش شدم ، رنگش را نگاه کردم و مزه ی احتمالی اش را در ذهنم تصور کردم . سپس اسید را به بینی ام نزدیک کردم ، و بویش به مشامم خورد . در این لحظه ، ناگهان جرقه ای از آینده در ذهنم درخشید..... و توانستم سوزش ان را در گلویم احساس کنم و سوراخ ایجاد شده در درئن معده ام را ببینم.
احساس آسیب آن زهر آن چنان حقیقی بود که گویی به راستی آن را نوشیده بودم.
سپس مطمئن شدم که هنوز این کار را نکرده ام.

در طول چند لحظه ای که آن لیوان را در دست گرفته بودم و امکان مرگ را مزه مزه میکردم ، با خودم فکر کردم :

اگر شجاعت کشتن خودم را دارم ، پس شجاعت ادامه دادن زندگی ام را هم دارم.
+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در یکشنبه 1 آبان1390 و ساعت 13:59 |

گویا قرار است که امسال ، یکی از سال های پر هیاهوی ایران و جهان باشد.

هر روز ، علاوه بر صدها خبر جنجالی و پر تنش که از اقصی نقاط این کره خاکی می شنویم. ده ها خبر عجیب و غیر منتظره هم از ایران عزیزمان می شنویم. که معمولاً اخبار داخلی ایران ، از اهم اخبار روز دنیا است!!

مثلاً همین خبر 3 هزار میلیارد اختلاس بانکی در ایران ، یا صدها خبر دیگه ، که همگی موجبات تیتر شدن ایران در اکثر رسانه های دنیا را فراهم می نمایند.

به نظر بنده حقیر امسال ( سال نود ) یه جورایی هست و گویا تو کل دنیا هم یه جورایی هست.!!

جدیداً خبرهای روزانه در مورد ایران و جهان با خبرهای سالهای قبل متفاوت شده و همه آدمای دنیا امسال یه جوری شدن.!!

انگار قراره یه اتفاق مهمی تو دنیا ، خصوصاً تو ( ایران ) بیفته؟!

خدا به همه ، خصوصاً کودکان ما رحم کنه.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در دوشنبه 25 مهر1390 و ساعت 16:29 |


هفته گذشته قصد برگزاری همایشی تبلیغاتی در شهر تاریخی اصفهان را داشتیم.

از برگزاری این همایش ، در یکی از شهرهای کهن و تاریخی ایران ، که از قضا پایتخت فرهنگی ایران نیز نامیده می شود ، بسیار خوشحال بودم.

با توجه به انتخاب محل برگزاری همایش ، که هتل عباسی اصفهان ، یکی از آثار ماندگار و باستانی ایران زمین است. ( و البته گرانترین هتل و سالن همایش اصفهان !! ) و گروه های هنری خوبی که قرارداد بسته بودم ، همایشی خاطره انگیز و شبی به یادماندنی را برای میهمانان عزیز همایش پیش بینی می کردم.

که متاسفانه این امیدواری از یک هفته مانده به همایش کم رنگ شد.

زیرا خبر رسید که اجرای موسیقی در اصفهان ، احتیاج به مجوز ارشاد دارد. و خواننده مشهور و به نامی چون امیر تاجیک نیز احتیاج به ارسال نمونه کار دارد.

سریعاً لیست آهنگ های مورد نظر جهت اجرا را ، که همگی در مورد ایران و خلیج فارس و تیم ملی و ........ بود به اداره مذکور رساندیم . ولی گویا مقامات فرهنگی اصفهان ، ترانه را با هر مضمون و اجرایی قبیح می دانستند و حتی با اجرای لب خوانی ایشان نیز موافقت نکردند.

لذا سریعاً پیگیر اخذ مجوز اجرای طنز و تقلید صدا برای یکی از بهترین هنرمندان ایران زمین ( آقای حسن ریوندی ) شدیم ، که پس از یک هفته معطلی ، مجوزی با این متن که اجازه تقلید صدا و طنز ، بدون هرگونه موسیقی را دارند.

گویا عزیزان تصمیم گیر در اصفهان تاکنون هیچگونه برنامه تقلید صدایی را ندیده اند و انتظار دارند در طول اجرای 45 دقیقه ای ایشان ، هیچ صدایی موسیقیایی پخش نشود. و خلاصه انتظار داشتند ، یک همایش تبلیغاتی ، همانند یک همایش علمی تحقیقاتی کاملاً رسمی ، خشک و سراسر سخنرانی انجام شود.

همانجا بود که با خودم گفتم : ای کاش شهر زیبا و کهنی مثل اصفهان ، به جای پایتخت فرهنگی ایران به عنوان پایتخت فرهنگ و هنر ایران معرفی می شد . تا بلکه رویکرد مقامات اصفهان به هنر کمی معتدل تر شود.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در یکشنبه 27 شهریور1390 و ساعت 12:13 |

در خبرها ابتدا خبر خوشی می خوانیم مبنی بر : خودکفایی در عرصه ی تولید سیب زمینی!

از این موفقیت بزرگ بسیار شادمان می شویم و خدا را شکر می کنیم که سیب زمینی ارزان خواهد شد و دیگر نیازی نیست برای خوردن کوکوی سیب زمینی منتظر شویم تا باز هم انتخاباتی برگزار شود.!

در میان اخبار روز یکهو چشممان به این خبر می افتد: "عراق هم سیب زمینی ایران را نمی‌خرد." ؛ خوشحالیمان چند برابر می شود، چرا که با عدم خرید سیب زمینی کشورمان توسط عراق ، قیمت سیب زمینی پایین تر هم خواهد آمد.!

در شرح خبر فوق می خوانیم : به علت کیفیت پایین سیب زمینی های تولید شده در کشورمان است که عراق آنها را نمی خرد!

از خنده روده بر می شویم! این ها خیال می کنند سیب زمینی خودرو است که باید با کیفیت باشد! سیب زمینی یک نوع خوردنی است برای پُر کردن شکم! کیفیت نیاز ندارد که!

به قول یکی از دوستان : "گرسنگی نکشیدید که کیفیت یادتون بره!"

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در دوشنبه 24 مرداد1390 و ساعت 15:41 |

برگرفته از سایت تحلیلی خبری عصر ایران ،

با تاكید مجدد رئیس جمهور محترم بر این موضوع كه با اجرای طرح حذف یارانه ها دیگر كسی محتاج نان شب نیست متاسفانه هنوز هم شاهدیم تا برخی گرسنه نمایان فریب خورده ، اقدام به تبلیغات سوء در سایت ها و انتشار اخبار تحریك آمیز علیه دولت می كنند و در این اقدام چنان افراط و غلو می كنند كه گویی اساساً فرمایش رئیس جمهور را كه موكداً درباره عدم وجود فقر و محتاج نان شب در كشور فرموده اند ، نشنیده اند.

لذا به این مخالفان ، كه اگر دشمن نباشند ، لابد عقب مانده اند ، برای آخرین بار اخطار می شود كه دست از زیر سوال بردن نحوه ی اجرای هدفمندسازی یارانه ها كه از سوی امام عصر (عج) مدیریت شده ، بردارند و گرنه ...

همین الان حكم می كنم كه :

من بعد ، گرسنگی و فقر در ایران ممنوع بوده ، و هركس ادعای گرسنگی كند یا هر كس كه این ادعا را در رسانه ها و نشریات خود منتشر كند ؛ متهم است به : افترا ، تشویش اذهان عمومی ، زیر سوال بردن آمار و گزارشهای دولت ، و تهیه خوراك برای رسانه های بیگانه. و نیز هركس كه با هر گونه جوسازی علیه نحوه اجرای هدفمند سازی یارانه ها بخواهد تغییری در این روش را مطرح كند ؛ به عنوان مخالفت با مقدسات باید به محاكم قضائیه معرفی گردد.

این حكم از سوی دكتر نازك اندیش صادر و از تاریخ صدور لازم الاجرا می باشد و عدم اطلاع از آن رافع مسئولیت خاطیان نمی باشد!

دكتر نازك اندیش

( خسته شدیم از شدت مدارا با این مافیاها ! هر چه با این ها مدارا می كنیم ، پر رو تر از گذشته می شوند! )

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در چهارشنبه 5 مرداد1390 و ساعت 12:24 |

متاسفانه به دلیل مشکلات عدیده در بخش تولید ، شاهد خداحافظی یکی دیگر از تولیدکنندگان مطرح کشورمان بعد از 34 سال فعالیت موفق هستیم.

شركت بهروز در سال 56 توسط "بهروز فروتن" بنیان گذاشته شد و در تمام این مدت سهام عمده این شركت در اختیار خانواده فروتن بود.
 
"
بهروزفروتن" در گفت و گو با تجارت نیوز این خبر را تایید كرد و گفت كه به دلیل معضلاتی چون «عدم تامین نقدینگی» دست به فروش واحد های تولیدی تحت مدیریت خود زده است.  او البته این نكته را هم به سخنانش افزود كه (( گاه ممكن است تنها راه تكامل موسسات اقتصادی در تجمیع یا واگذاری به دیگری با.شد

فروتن درحالی اقدام به فروش شركت بهروز كرده است كه 34 سال پیش با تولید سالاد الویه در آشپزخانه كوچك خانه اش، برند "بهروز" را به ایرانیان معرفی كرد.آن گونه كه او از روزهای نخست ورودش به عرصه تولید ، این خاطرات را همواره  به یاد دارد : (( به پیشنهاد همسرم پخت شله‌زرد، ‌انواع ترشی‌جات و مرباها را در آشپزخانه منزل شخصی‌ام با نام محصولات بهروز شروع كردیم و در واقع جرقه این كار از سوی همسرم بود و در شرایط بی‌پولی، قرض و مشكلات بودم. مواد اولیه تهیه غذاها را با ژیانی كه داشتم تهیه كرده و در زیرزمین منزل استیجاری‌ام پس از پخت‌، بسته‌بندی كرده و در بین مغازه‌ها توزیع می‌كردیم البته از همان شروع، كار را بزرگ دیدیم و تلاش كردیم كه فعالیت به درستی انجام گیرد و به نام فرآورده‌های خانگی بهروز در بازار عرضه می‌كردیم((.

این چهره نام آشنای صنعت غذا كه  روزگاری  با چنین شرایط دشواری دست و پنجه نرم كرده است، امروز شرایط دشوار تولید را تاب نیاورده و كارخانجات صنایع غذایی بهروز را با 70 نوع محصول  به فروش رسانده است.

شعار تبلیغاتی این شرکت در سال های اخیر (( دوست من سلام )) بود.

فروتن روند توسعه "بهروز" را معمولا این گونه شرح می دهد : (( با 11 نفر شروع كردم الان بیش از 1500 پرسنل دارم با 12 متر شروع كردم الان واحد شماره یك بهروز بیش از 60 هزار متر است. سالاد الویه تولید می‌كردم امروز بیش از 70 نوع محصول غذایی تولید می‌كنم ، امروز بیش از 40 هزار واحد پخش و توزیع در سراسر كشور دارم و شش واحد در كشور تحت لیسانس بهروز تولید می‌كنند ((.

فروتن در این سال ها اگرچه ناكامی های بسیاری را چشیده است؛ اما همواره اثبات كرده است كه مرد عقب نشینی نیست.

(( گفتم اگر قرار است بهروز ، بهروز شود پس این هم یك تجربه است و چون اعتقاد به شانس ندارم و می‌گویم شانس برای كسانی است كه ذلیل‌اند مجددا آغاز كردم همیشه گفتم كه آدم‌های ورشكسته ذهنی همیشه به دنبال شانس هستند. من پل‌های پشت‌ سرم را خراب كردم تا همیشه به سوی جلو حركت كنم((.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 1 مرداد1390 و ساعت 17:25 |

یک روز ماشین زن و مردی با هم تصادف می کنه ، به طوری که هر دو ماشین به شدت آسیب می بینند ، ولی هر دو نفرشون به طرز معجزه آسایی جون سالم به در می برند.

بعد از اینکه هر دو از ماشیناشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون اومدند ، خانم رو به آقا می کنه و می گه : آه! چه جالب! شما مرد هستید! ببینید چه به روز ماشین هامون اومده! همه چیز داغون شده، ولی ما سالم هستیم! این یک نشانه از طرف خداست ، که اینطوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی رو با صلح و صفا آغاز نمائیم!

مرد هم با هیجان پاسخ میده : بله ، کاملا با شما موافقم ، این باید نشانه ای از طرف خدا باشه!

بعد اون زن ادامه میده و میگه : وای خدای من! اینجا رو ببین! یک معجزه ی دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی این شیشه مشروب سالم مونده! مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن را جشن بگیریم! سپس زن شیشه مشروب را به مرد داد و مرد سرش را به علامت تصدیق تکان داد، در بطری رو باز کرد و نصف شیشه رو با ولع تمام سرکشید! بعد بطری رو برگردوند به زن که او هم بنوشه... اما زن در بطری رو بست و شیشه رو با خونسردی برگردوند به مرد!

مرد با تعجب گفت : شما نمی نوشید؟

زن جواب داد : نه ، فکر می کنم بهتره منتظر پلیس بمونم!!!

خب دیگه ، به این میگن مدیریت بحران !!

متاسفانه این یکی از تفاوت های مهم مردان و زنان در تصمیم گیری های حساس است.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 18 تیر1390 و ساعت 12:45 |

واقعاً فعالیت در چرخه تولید بهتر است یا فعالیت در چرخه واردات کالا ؟

باور کنید که ، بنده به عنوان یک صنعتگر با 12 سال سابقه در صنعت لوازم خانگی ، جواب منطقی و عقلایی این سئوال را نمی دانم یا اگر هم می دانم به روی خود نمی آورم. می دانید چرا ؟

به طور خلاصه گوشه ای از مشکلات یک واحد تولیدی را به حضور مبارکتان شرح می دهم :

ـ جهت دریافت سوخت گازوئیل مورد نیاز و حیاتی برای مصارف کارخانه تان ، به طور ماهانه!! یک پروسه چند روزه و چند سازمانی شامل ویزیت سازمان صنایع استان مربوط و شرکت ملی نفت منطقه مربوطه را در چند نوبت انجام می دهید و در پایان میزانی بسیار کمتر از نیاز واقعیتان را به صورت دو نوع سهمیه یارانه ای!! و آزاد دریافت می نمائید.

ـ به طور کاملاً برنامه ریزی شده و منسجم!! در تمامی ایام سال از بازرسان و کارشناسان محترم سازمان ها ، ادارات و نهادهای مختلف خدمت رسان!! ( که نام تعدادی از آنها در ذیل آمده است ) پذیرایی شایان توجهی به عمل می آورید :

* اداره کار و امور اجتماعی منطقه

* اداره امور مالیاتی منطقه

* سازمان صنایع و معادن استان

* اداره استاندارد و تحقیقات صنعتی استان

* اداره بهداشت منطقه

* ادارات آب و برق منطقه

* شورای شهر منطقه فعالیت

* شهرداری منطقه

* ادارات بازرگانی و تعزیرات حکومتی ( NEW )

* و ....

ـ درگیری و کل کل!! شدید با پیمانکاران و عرضه کنندگان مواد اولیه محصولاتنان بر سر :

* تغییرات پی در پی و افزایشی قیمت مواد اولیه

* کاهش محسوس کیفیت مواد اولیه

* توزیع بی برنامه و نامنظم مواد اولیه

* دریافت اسناد مالی نقداً یا دو ـ سه ماهه ( التماسی!! )

ـ تنش با نمایندگان و فروشندگان محصولات بر سر :

* قیمت محصولاتتان

* میزان تخفیفات

* دریافت اسناد ( گفتاری 4 ماهه ولی عملاً 6 ماهه )

* و .....

ـ کش مکش با تمامی ارگان ها ، سازمانها و ادارات نامبرده شده در بالا بر سر انواع و اقسام گیرهای منطقی و غیر منطقی!!

ـ درگیر بودن با مسائل کارگری و صدها کارگر و پرسنل ، با انواع و اقسام فرهنگ و مرام.

ـ از همه بدتر خواب سرمایه ای هنگفت بابت تهیه فضای کارخانه + خواب مواد اولیه + خرید ماشین آلات و تجهیزات کارگاهی + قالب سازی ها و ....

ـ و هزاران درد سر و بگیر و ببند مختلف!!

در صورتیکه امروزه فعالیت در چرخه واردات کالا تنها با یک خط تلفن اعتباری و سرمایه در گردشی نه چندان زیاد امکان پذیر است.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در سه شنبه 14 تیر1390 و ساعت 9:41 |

با مدیریت خوب مدیران محترم بانک مرکزی و کنترل دقیق نوسانات بازار توسط مسئولان محترم ، قیمت دلار ظرف چند ساعت! به ۱۲۱۵ تومان ناقابل رسید.

تجربه نشان داده است که در کمتر از چند روز کاری ، اثرات این رشد قیمت ارز بر کلیه امور زندگانی ما ایرانی ها کاملاً نمایان و مشهود خواهد شد.

البته خوشبختانه مدیران زحمتکش و مسئولان امر ، هرگونه افزایش قیمت و نابسامانی در امور مردم غیور و همیشه در صحنه را قویاً تکذیب خواهند نمود.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در پنجشنبه 19 خرداد1390 و ساعت 10:34 |

 

پس از چندین ماه ( حدوداً پنج ماه ناقابل ) ممانعت جدی وزارت بازرگانی با مقوله افزایش قیمت در محصولات لوازم خانگی ، سازمان متبوع کمی چراغ سبز نشان داده و از واحدهای تولیدی لوازم خانگی درخواست کرده جهت دریافت مجوز ۱۰٪ افزایش قیمت در محصولات خود ، مدارک .... را به سازمان های بازرگانی استان مربوطه خود برسانند.

این اقدام در حالی صورت می گیرد که ، نگارنده این متن ، ده ها کارخانه تولیدی را سراغ دارد که به دلیل تاخیر چند ماهه در صدور این مجوز یا کاملاً عرصه تولید را کنار گذاشته اند یا با تعدیل شدید پرسنل خود ، حجم انبوهی از جوانان را ، راهی سرای بیکاران نموده اند.

این موافقت دیر هنگام با افزایش قیمت ، در حالی است که حداقل در پنج ماه گذشته شرایط کارخانجات به همین منوال فعلی بوده و تغییر جدیدی در شرایط حاکم بوجود نیامده است. و گویا هدف مسئولان تنها قدرت نمایی و مانورهای تبلیغاتی بوده است.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در شنبه 7 خرداد1390 و ساعت 17:0 |

 
بر گرفته از بخش خبری سایت الف 
۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰

مهدی رهبری، مدیر عامل کارخانه پوشاک آرین جین و يكي از عوامل فروش شركت بنتون در ايران  در نامه خود آورده است که "عطای پوشاک را به لقای آن خواهد بخشید و زندگی آرامی را در زیر چتر سودهای سپرده های 19 درصدی بانکی و دور از این کار سخت آغاز خواهد کرد."
 
او در بخش دیگری از نامه خود خطاب به علی اکبر محرابیان، نام ارگان ها و سازمان هائی که صنعت پوشاک با آنها دست به گریبان است را قید کرده و آورده است :" فروش مواد مخدر در ایران آسان تر از فروش پوشاک است."
 
به گزارش الف، متن کامل نامه سرگشاده مدیر عامل آرین جین خطاب به وزیر صنایع ايران بدین شرح است:
 
با سلام و تقدیم احترام، لازم میدانم مشکلات بسیار خطرناکی که مقررات ناهماهنگ وضع شده برای صنعت و تجارت و صنف پوشاک بوجود آورده را بعرض برسانم.
 
چندین ماه پیش اینجانب با شرح مشکلاتی در گمرکات ورودی، تعرفه ها، ورود موقت، هزینه های داخلی و وضعیت مالی و اعتباری صنعت پوشاک به عرض رساندم که این صنعت به زودی ضعیف و ضعیف تر خواهد شد و ضمن تعطیلی صادرات واردات جای آن را خواهد گرفت، توجهی به عرایض بنده و بقیه بزرگان صنعت نشد و حاصل آن کاهش شدید صادرات و افزایش واردات شد که در رأس آنها کارخانه جامه گران که 10 سال صادرات موفق به ایتالیا را در پرونده خود داشت صادراتش تعطیل شد و خریدار کلیه سفارش خود را به کشوری که بروکراسی اداری کمتر از ما داشته باشد یعنی سریلانکا منتقل کرد. واحد تولیدی آرین جین نیز برای حفظ بقای خود تصمیم به کاهش تولید و افزایش فروش داخلی از طریق سیستم صحیح عرضه کالا یعنی گسترش فروشگاه های زنجیره ای آرین جین کرد، اما مشکلاتی روبه روی ما قرار گرفته است که واقعا می توان گفت مشکلات صادرات کمتر از این مشکلات داخلی است.
 
1- مشکلات اداره اماکنبخشی از قوانین حاکم در اداره اماکن برای فروشگاه های پوشاک تقریبا نوعی توهین محترمانه به فروشگاه های لباس است، مثلا می گویند داخل فروشگاه باید از بیرون قابل رویت باشد یعنی اینکه اگر شما صاحب یا مدیر فروشگاه در داخل فروشگاه کاری غیر شرعی انجام دادید ما از بیرون بتوانیم ببینیم و جلوی شما را بگیریم یا می گویند سقف اتاق پروها بسته باشد چون ممکن است شما از بالای اتاق پرو داخل آن را که یک خانم در حال تعویض لباس است ببینید . آیا این توهین محترمانه نیست؟ آقایان ما تولید کنندگان و عرضه کنندگان پوشاک را با چه قشری از مردم عوضی گرفته اند، یا می گویند حضور مانکن زن داخل فروشگاه ممنوع است آیا مانکن زن که حجاب کامل دارد و از گچ و پلاستیک درست شده چه عامل تحریک آمیزی می تواند داشته باشد؟
 
2- مشکلات تعزیرات حکومتی
افراد غیر متخصص در این اداره با حمله به فروشگاه ها و ثبت چند عدد قیمت که به نظرشان گران می آید بدون در نظر گرفتن کیفیت و قیمت تمام شده فروشگاه را به دادگاه معرفی و جریمه ای سنگین می گیرند.
 
من می خواهم بگویم پس تکلیف سرمایه گذاری های سنگین در کارخانه های تولیدی برای حفظ کیفیت و رقابت با مشابه خارجی که تاثیر مستقیم به قیمت تمام شده دارد چه می شود؟ پس تکلیف هزینه های بازاریابی  طراحی چه می شود؟ پس تکلیف حقوق و عوارض گمرکات ورودی که برای ملزومات درجه یک پرداخت کرده ایم چه می شود؟
 
پس کجاست حمایت از شعار برند سازی، اشتغال زائی، حفظ کیفیت و غیره؟ پس کجاست تفاوت بین تولیدی زیر پله ای کپی ساز که با حداقل کیفیت ممکن به قول معروف گنجشک را رنگ کرده و جای قناری می فروشد با کارخانه های عظیم تولید کننده پوشاک که سرمایه گذاری های سنگین و هزینه های سنگین برای کیفیت  طراحی، نوآوری برند سازی و غیره می کنند؟ اینگونه می خواستید حمایت کنید؟
 
3- مشکلات شهرداری و زیبا سازی
ساماندهی به زیبائی شهر امری است پسندیده ولی چرا این هزینه سنگین نصب تابلوی نام فروشگاه را باید ما پرداخت کنیم؟ آیا تمام پارامترهای زیباسازی شهر درست است و فقط تابلوهای لباس فروشی اشکال دارد؟
 
4- اجاره بهای سنگیناجاره اماکن تجاری بسیار سنگین است که طی نامه های قبلی محاسبه درصد هزینه اجاره در قیمت فروش یک محصول را تا 30 درصد قیمت مصرف کننده به عرض رسانده بودم دلیل این اجاره سنگین گران بودن عوارض احداث واحد تجاری است که شهرداری اخذ می کند و تاوان آن را مستاجر باید به صاحب ملک پرداخت کرده و در نهایت از مصرف کننده بگیرد که این هزینه در هیچ کدام از محاسبات دادگاه های تعزیراتی محاسبه نمی شود.
 
5- عوامل انتظامیعلاوه بر اماکن و تعزیرات و زیبا سازی شهر اخیرا از نیروی انتظامی نیز به عنوان طرح امنیت اجتماعی به فروشگاهی مراجعه و پس از کنترل مدارکی چون جواز کسب و تابلو که در بالا اشاره شد که متولی این دو مورد سازمان های دیگری هستند پ! موارد دیگری را نیز کنترل و در صورت مشاهده مسئله ای خارج از خوشایند ماموران موضوع را صورتجلسه و امضا و اثر انگشت می گیرند که نمی دانیم عوابق آن چیست. تجسم کنید در وسط روز 2 نفر مامور کلانتری به دفتر کار یا منزل شما مراجعه کنند چه حالی می شوید؟
 
6- عوامل دیگر نیروی انتظامی
گروه دیگری از نیروی انتظامی به فروشگاه ها مراجعه و پس از سین جین کردن می فرمایند کلیه مدارک پرسنل، بیمه ، جواز کسب را به کلانتری ببریم، چرا؟ بعدا معلوم می شود وقتی مراجعه می کنیم برگه بازجوئی جلوی ما می گذارند و ما در مقام متهم باید پاسخ دهیم.
 
سوالاتی از این قبیل که صاحب مغازه کیست ؟ پرسنل کی هستند ؟ از کی اینجا مشغول هستید ؟ صاحب فروشگاه به کدام کشور تردد دارد و الی آخر ، من نمی دانم آیا صاحبان دیگر فعالیت های اقتصادی هم اینطور سین جین می شوند ؟
 
من نمی دانم فروش لباس یا پوشش چه جرم یا ابزار ارتکاب به جرم است که این چنین عوامل مختلف در کنترل دخیل هستند؟
 
7- نمایشگاه پوشاک
اخیرا نمایشگاه پوشاک برگزار شد ، من همیشه وقتی اتوبان چمران حواشی نمایشگاه تردد می کنم و ترافیک را می بینم متوجه وجود نمایشگاه پر بیننده از جمله کامپیوتر ، کتاب ، خودرو ، لوازم خانگی ، گل و گیاه می شوم ، چون کارم پوشاک است از 3 الی 6 دی ماه که زمان برگزاری نمایشگاه پوشاک بود نیز انتظار ترافیک در حوالی نمایشگاه داشتم ، دریغ از کوچکترین ترافیک . این موضوع عدم مراجعه و تمایل به شرکت یا بازدید از نمایشگاه را نشان می دهد. چرا؟
 
چون وقتی عوامل مختلف در نحوه برگزاری نمایشگاه دخالت می کنند و در نهایت از اجراء صحیح آن از نظر دکوراسیون ، نمایش زنده ، چاپ و پخش بروشور و کاتالوگ جلوگیری می کنند چگونه این صنعت نوآوری خود را نشان داده و در نهایت منجر به توسعه شبکه فروش شود.
 
8- مشکلات مالیچندی پیش ریاست محترم جمهور جهت مهارکردن تورم که عامل اصلی ایجاد آن خود دولت بود دستور دادند نقدینگی را از بازار جمع کنند یعنی جلوی عطای تسهیلات را بگیرند. در واقع چون در شهر چند نفر دزد بودند ایشان دستور دادند همه را به جرم دزدی بگیرند و بدین وسیله تولیدکنندگان واقعی که با همین تسهیلات ادامه بقاء می دادند نیز در این آتش گرفتار شدند و عواقب آن هم کاملا مشخص است کم کم معوقه شدن بدهی آنها سپس به حراج گذاشتن اموالشان سپس تعطیلی.
 
خلاصه چنان کلاف سردرگمی است که نمی دانیم چه کنیم . بنده که در اتحادیه تولید و صادرکنندگان شعار فروش صحیح داخلی نوعی صادرات است را قوت دادم و هیئت مدیره محترم نیز برای آن اهداف معرفی کرد ، حال متاسفانه باید بگوئیم فروش مواد مخدر آسانتر از فروش حتی صحیح داخلی پوشاک است .
 
در پایان به عنوان تولید کننده ضروری است که اگر اینگونه فشارها از روی تولید ، صادر کنندگان و فروشندگان رسمی و واقعی پوشاک برداشته نشود به زودی تولید کنندگان تماما واردکننده خواهند شد چون لااقل وقتی وارداتی فروش می کند لااقل مشکلات تولید را ندارند و به طور کل سود در واردات است و یا اینکه مثل بنده به زودی عطای پوشاک را به لقای آن خواهم بخشید و زندگی آرامی را در زیر چتر سودهای سپرده های 19 درصدی بانکی و دور از این کار سخت آغاز خواهم کرد.
 
در پایان جهت یادآوری نام ارگان ها و سازمان هائی که صنعت پوشاک با آنها دست به گریبان است را عرض می کنم تا خود قضاوت نمائید که برای تولید و فروش پوشاک با این همه دردسر و اشتغال چقدر درگیر بروکراسی هستیم.
 
در سطح تولید (به جرم کارخانه دار بودن)
شهرداری - فضای سبز - سازمان زیبا سازی شهر - سازمان حفاظت از محیط زیست - بهزیستی محل - کلانتری محل - دانشگاه محل - دبستان محل - مسجد محل - ادارات آب و برق و گاز و تلفن - گمرکات ورودی - ادارات وابسته به ورود موقت - اداره بیمه اجتماعی - وزارت دارائی - اداره آتش نشانی - اداره حفاظت کار - اداره بهداشت - وزارت بهداشت و ....
 
در سطح فروش محصولات
شهرداری - سازمان زیبا سازی شهر - کلانتری محل - تعزیرات حکومتی - اداره اماکن عمومی - اداره امنیت اجتماعی - نیروی انتظامی- ادارات برق و آب و گاز  تلفن - سازمان تامین اجتماعی - وزارت ارشاد - اداره مالیات و از همه مهمتر مالکین فروشگهای تجاری و ...
+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در چهارشنبه 21 اردیبهشت1390 و ساعت 9:43 |

آقای محمد طحان پور ، رئیس اتحادیه لوازم خانگی کشور با اشاره به عدم اجازه افزایش قیمت لوازم خانگی در بازار گفت : قیمت این محصولات طی ماه های آتی بدون تغییر باقی می ماند و از تولید‌کنندگان خواسته ایم که در ماه های آتی محصولات خود را بدون تغییر قیمت عرضه کنند.
ولی آنچه که مهم تر از دستور فرمایشی ایشان مبنی بر لزوم تثبیت قیمت لوازم خانگی است ، این است که :
 
ـ آیا این دستور نتیجه تحقیقات کارشناسانه تیم ایشان است؟
ـ آیا ایشان از میزان افزایش هزینه انرژی ها مثل : برق ، گازوئیل و گاز خبر دارند؟
ـ آیا ایشان از ۴٪ مالیات بر ارزش افزوده امسال خبر دارند؟
ـ آیا ایشان از ۹٪ افزایش حقوق کارگران در سال ۹۰ خبر دارند؟
ـ آیا ایشان از افزایش قیمت ده درصدی اکثر مواد اولیه خبر دارند؟
ـ آیا ایشان از افزایش قیمت بسیاری از خدمات دولتی  (خدمات پست ۴۰٪) خبر دارند؟
ـ آیا ایشان از مشکلات مالی اکثر واحدهای تولیدی در طی سالهای اخیر خبر دارند؟
ـ آیا ایشان از تولیدکننده هم خبری دارند یا تمام اشراف ایشان بر روی فروشنده است؟
ـ آیا ایشان از فروشگاه خود با یک تولیدکننده بی طرف !! در این مورد تماس داشته اند؟
ـ آیا ایشان جواب دو دوتا را می دانند؟
مسلماً اگر ایشان جواب سئوال آخر بنده را بدانند ( که مطمئنم از همه بهتر می دانند! ) نباید پا را بر گلوی تولیدکنندگان زحمتکش این سرزمین بیش از این فشار دهند.
 
چرا که تولیدکننده های امروز مملکت ما سه دسته اند :
 ـ دسته اول : تولیدکنندگان و صنعتگران واحدهای کوچک و ضعیف صنعتی که حجم عظیمی از جامعه تولیدی کشور را شامل می شوند و متاسفانه با یک تب ۴۰ درجه برای همیشه فلج شده و از صحنه بازار و تولید محو می شوند.
ـ دسته دوم : تولیدکنندگان و صنعتگران متوسط کشور هستند که به راحتی با تعدیل نیروهای انسانی و کاهش کیفیت مواد اولیه خریداری شده و نهایتاً با ضربه به بازار کار و کیفیت محصولات ایرانی ، روزگار خود را سپری می کنند. 
ـ دسته سوم : که سهم بسیار اندکی از جامعه تولیدکنندگان داخلی را شامل می شود ، در اینگونه مواقع از آب گل آلود ماهی گرفته و با توجه به وضعیت مالی خوب و ذخیره چندین ماهه مواد اولیه مورد نیاز و تمسک به دوستان وفادار! و دولتی خود ، و واردات های بی درد سر مواد اولیه ، جای هزاران تولیدکننده خوب و زحمتکش و مو سپید گشته در آسیاب را می گیرند.
 
لذا جناب آقای طحان پور ، بابت بیان جملات شیوا و پر هزینه شما دوست عزیز ، که در کوتاه مدت و در مواردی بلند مدت ، موجب تغییر و تحولات وسیعی در صنعت کشور و خانواده های وابسته به صنعت را پدید خواهد آورد ، عرض خسته نباشید دارم.  
 
+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در دوشنبه 12 اردیبهشت1390 و ساعت 12:36 |

کورش کبیر  ، ۲۵۰۰ سال قبل و در آن روزگار توحش و جهالت چه زیبا فرموده اند که :

(( دستهایی که کمک می کنند ، بهتر از لبهایی است که دعا می کنند. ))

جمله ای زیبا و پر معنا ، که گذشت زمان به هیچ وجه از اهمیت آن نکاسته و در قرن ۲۱ نیز کاملاً مصداق دارد.

نام کوروش کبیر موجب عزت جهانی ایران زمین و هر ایرانی است.

+ نوشته شده توسط جمال الدین کشاورزیان در سه شنبه 6 اردیبهشت1390 و ساعت 15:12 |


Powered By
BLOGFA.COM